ميگويند دانشمندي در راه سفر خود به آبادي دور افتاده اي رسيد و درآنجا با يك روستايي بيسواد آشنا شد هنگام صحبت با روستايي ، متوجه شد كه روستايي مزبور خيلي عاقلانه و با منطق صحبت ميكند و از هوش و فراست و منطق او شگفت زده شد . مرد دانشمند دليل را از روستايي پرسيد و مرد روستايي گفت : شما كه سواد و محفوظاتي داريد و با تكيه بر آن و براساس آن صحبت و تصميم گيري مي كنيد ولي ما كه سواد نداريم مجبوريم از عقل و هوش خود استفاده كنيم .
اين ماجرا خيلي شبيه داستان محققان و پژوهشگران ايراني در مسئله تحقيق و پژوهش در مسائل من جمله افت تحصيلي است . محققان ما شيوه هايي را از غرب آموخته اند و سواد پژوهشي خود را از يافته هاي دانشمندان غربي غني ساخته اند .در برخورد با مشكلات آموزشي با تكيه بر محفوظات خود از هرگونه نوآوري و توليد روش بازمانده اند .
پژوهشگران و محققين در مقوله افت تحصيلي را من به دو دسته تقسيم بندي مي كنم . آنانكه بنا به تكليف استاد راهنماي خود بايد مشقي را بنويسند ، كه اين دسته بيشتر در پي استفاده از منابع اينترنتي و غير اينترنتي و فراهم كردن جزوه اي براي نمره هستند ، و دسته ديگر كه حرفه اي هستند و با استفاده از دسترنج دسته اول و به صرف مدرك بالاتر (كه اكثرا اعضاي هيئت علمي دانشگاهها و مراكز تربيت معلم هستند ) با استفاده از روشهای کلیشه شده و فرمول ها و نمودار های گرفته شده از منابع غربی و اصطلاحات قلمبه و سلمبه در پي جذب بودجه هاي تحقيقاتي و پژوهشي هستند .
تا زمانيكه كارشناسان درگير در افت تحصيلي به اين بازي گرفته نشوند و تا وقتي كه معلمين و دانش آموزان در اين مورد به هيچ گرفته شوند ،تحقيق در مورد افت تحصيلي فقط اسباب درآمد عده اي خواهد بود .
اگر از سواد و محفوظات اکتسابی همراه با عقل و هوش خدادادی استفاده کنیم به نوآوری می رسیم .


